گریه نکن
بعد از این جان تو جان پسرم گریه نکن ![]()
گوشه ی چادرت ازر اشک به شور آمده است ![]()
طاقتم طاق شده جان به سرم گریه نکن![]()
تو مگر قول ندادی که نریزی اشکی![]()
زیر قولت زده ای تاج سرم گریه نکن ![]()
تو خودت گفتی اگر گریه کنم می رنجی![]()
تو خودت دست کشیدی به سرم گریه نکن ![]()
جنگ نا گفته ترین حرف جهان را دارد![]()
همسرم همسفرم بال و پرم گریه نکن![]()
جنگ را صبر تو آسان تر از تین خواهد کرد![]()
من همان مرد تو مرد خطرم گریه نکن![]()
پسرم حرف زدن را اگر آموخت و گفت ![]()
مادرم کو پدرم کو پدرم گریه نکن ![]()
پسرم مرد بزرگی ست خودش می فهمد![]()
رفته ام تا شرفش را بخرم گریه نکن ![]()
اگر از آتش ابلیس گذشت ابراهیم![]()
من هم از آتش و خون می گذرم گریه نکن![]()
گل مریم به خداوند قسم بی خبری ![]()
بی تو هر روز چه آمد به سرم گریه نکن![]()
مگذار اشک تو را باد به غارت ببرد ![]()
به خداوند می سپرم تو را گریه نکن![]()
یک نفر می رسد از راه و پلاکم با اوست ![]()
تو نمی بینی ام و پشت درم گریه نکن![]()
آه برخواست زن از خواب و کسی در می زد![]()
پسرش گفت که آمد پدرم گریه نگم![]()
شاعر :پونه نیکویی ![]()
![]()
![]()
منبع:ماهنامه ی امتداد![]()






